ميرزا حسين النوري الطبرسي
324
النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )
شيخ مورّخين ، على بن الحسين مسعودى كه اهل سنّت از كتب او مانند مروج الذهب و اخبار الزمان نقل كنند و بر او اعتماد نمايند و محمّد بن شاكر كتبى در فوات الوفيات او را مدح كرده و كتب او را ذكر نموده ، غيبتهاى انبيا و اوصيا را در كتاب اثبات الوصيّة ذكر كرده و اگر در اين امّت براى حجّتى كه به اعتراف ايشان ، افضل از عيسى عليه السّلام است كه او افضل از جميع انبيا و مرسلين است ، غير اولو العزم ايشان و ديگر غير از آن جناب حجّتى نيايد و تا قيامت غيبتى نباشد ، لازم شود تكذيب آن اخبار صريحهء متواتره به حسب مضمون و فرقى نكند طول و قصر زمان غيبت در اين جهت ، چنان چه اختلاف در اينجا نيز بود . امّا از معاشر اماميّه ؛ با اعتراف و اقرار به اين كه در غيبت آن جناب ، البتّه حكمت ، بلكه حكمتها است ، پس به جهت آن كه ممنوعند از جانب ائمّهء خود عليهم السّلام در بحث و تفتيش در فهميدن سرّ آن ، بلكه بعضى از علما حرام دانستهاند آن را . شيخ مقدّم ابو محمّد ، حسن بن موسى نوبختى در كتاب فرق و مقالات « 1 » بعد از ذكر مذهب اماميّه در حقّ مهدى - صلوات اللّه عليه - و غيبت آن جناب فرموده : « و نيست از براى عباد كه تفتيش كنند از امور خداى تعالى و پيروى كنند چيزى را بدون علم و طلب كنند آثار چيزى را كه پنهان كرده از ايشان و جايز نيست ذكر اسم آن جناب و نه سؤال از مكان او تا اين كه آن جناب مأمور شود به اين ؛ زيرا كه آن جناب گمنام و خايف و مستور به ستر خداوندى است و نيست بر ما بحث كردن از امر او بلكه بحث از اين و طلب او محرّم است و حلال نيست . الخ » در علل الشرايع « 2 » و كمال الدين « 3 » مروى است كه فرمود : « به درستى كه از براى صاحب اين امر غيبتى است كه لا بدّ است از آن كه به ريبه بيفتد در آن هر اهل باطلى . » راوى پرسيد : « چرا ؟ فداى تو شوم ! »
--> ( 1 ) . فرق الشيعة ، صص 109 - 110 . ( 2 ) . علل الشرايع ، ج 1 ، ص 246 . ( 3 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 482 .